هر استدلال ۳ بخش دارد. بیشتر مردم فقط از ۱ بخش استفاده میکنند. | Argumentree
بیشتر اختلافات برخورد ادعاهای خالی با هیچ چیز زیر آنها هستند، به همین دلیل است که احساس خستگی میکنند و به جایی نمیرسند. یک استدلال کامل سه بخش دارد. ادعا چیزی است که میخواهید طرف مقابل به آن باور داشته باشد. شواهد حقایقی هستند که از آن حمایت میکنند. استدلال توضیحی است که چرا آن شواهد واقعاً آن ادعا را ثابت میکنند. ادعا چیست، شواهد چیست که درست است، و استدلال چرا یکی به دیگری منجر میشود. بیشتر مردم میتوانند یک ادعا و برخی شواهد را در صورت فشار تولید کنند؛ بخشی که تقریباً هر بار گم میشود، استدلال است، زیرا درون ذهن خودتان پیوند واضح به نظر میرسد. این فقط برای شما واضح است، زیرا طرف مقابل نمیتواند تفکر شما را ببیند، و استدلال ناگفته دقیقاً جایی است که بیشتر اختلافات به طور مخفیانه وجود دارند: دو نفر که به همان حقایق نگاه میکنند، نتیجهگیریهای متضاد میکنند و هیچکدام نمیگویند چرا. واضح کردن استدلال یکی از دو نتیجه خوب را به همراه دارد — یا طرف مقابل بالاخره شما را درک میکند، یا شما بهطور علنی متوجه میشوید که پیوند خودتان ضعیفتر از آن است که فرض کردهاید. همان چک سهقسمتی بهطور دفاعی نیز کار میکند: این سریعترین راه برای شناسایی نقص در استدلال شخص دیگری است و بیانیههایی را شناسایی میکند که اصلاً استدلال نیستند، مانند ارجاع به آنچه که همه بهطور فرضی میدانند، که فشار اجتماعی است که لباس استدلال را به تن کرده است.
Every Argument Has 3 Parts. Most People Only Use 1.
این را تسلط پیدا کنید و در اختلاف نظرها بیشتر پیروز خواهید شد — و به سرعت استدلالهای ضعیف را شناسایی خواهید کرد.
تقریباً هرگونه اختلاف نظر را مشاهده کنید - یک جلسه، یک چت گروهی، یک شام خانوادگی - و خواهید دید که همان اتفاق بارها و بارها میافتد.
کسی نظری را بیان میکند. شخص دیگری نظر مخالف را بیان میکند. صدا بالا میرود. هیچ چیزی حرکت نمیکند.
آنچه شما مشاهده میکنید برخورد ادعاها با هیچ چیز زیر آنهاست. و به همین دلیل است که بسیاری از بحثها خستهکننده به نظر میرسند و به جایی نمیرسند.
زیرا یک استدلال واقعی یک ادعا نیست. این سه بخش دارد. بیشتر مردم فقط از بخش اول استفاده میکنند.
سه بخش
هر استدلال محکم از موارد زیر ساخته شده است:
- •ادعا — چیزی که میخواهید من به آن باور داشته باشم. ("باید به ابزار جدید منتقل شویم.")
- •شواهد — حقایقی که از آن حمایت میکنند. ("ابزار فعلی ما هفتهای دو بار خراب میشود و پشتیبانی سه روز طول میکشد تا پاسخ دهد.")
- •استدلال — چرا آن شواهد ادعا را اثبات میکند. ("قابلیت اطمینان بزرگترین مانع ماست و ابزاری که هر هفته دچار مشکل میشود بهطور مستقیم باعث از دست رفتن معاملات ما میشود — بنابراین اصلاح آن هزینه تعویض را جبران میکند.")
ادعا چیست. شواهد چیست که درست است. استدلال چرا یکی به دیگری منجر میشود.
هر کدام از این سه را کنار بگذارید و استدلال متزلزل میشود. دو تا را کنار بگذارید — که اکثر مردم همین کار را میکنند — و شما در حال استدلال نیستید. شما فقط در حال اعلام کردن هستید.
این ساختار یک نسخه سادهشده از مدل تولمین است که یک استدلال را حتی بیشتر تقسیم میکند — به دلایل، ضمانت، پشتیبانی، شرایط و رد.
قسمتی که همه از آن میگذرند
اینجا جالب است. بیشتر مردم، وقتی تحت فشار قرار میگیرند، میتوانند یک ادعا و برخی شواهد ارائه دهند.
بخشی که تقریباً هر بار گم میشود استدلال است — پیوندی که توضیح میدهد چرا شواهد واقعاً ادعا را پشتیبانی میکنند.
ما این را نادیده میگیریم زیرا در درون ذهن خود، ارتباط آن واضح به نظر میرسد. البته این دادهها نشان میدهد که باید تغییر کنیم. البته این موضوع نقطه نظر من را ثابت میکند.
اما این فقط برای شما واضح است، زیرا میتوانید تفکر خود را ببینید. شخص دیگر نمیتواند. استدلال ناگفته دقیقاً جایی است که بیشتر اختلافات به طور پنهانی وجود دارند — دو نفر به همان حقایق نگاه میکنند، نتیجهگیریهای متضاد میکنند و هیچکدام نمیگویند چرا.
استدلال را واضح کنید و یکی از دو چیز خوب اتفاق میافتد: یا طرف مقابل بالاخره شما را درک میکند — یا شما بهطور علنی متوجه میشوید که پیوند خودتان ضعیفتر از آن است که فکر میکردید. هر دو پیروزی هستند.
چگونه یک استدلال یکجزئی را شناسایی کنیم
به محض اینکه ساختار را ببینید، نمیتوانید آن را نادیده بگیرید. شروع به مشاهده خواهید کرد که چقدر از "بحث" عمومی فقط ادعاهایی است که به این سو و آن سو پرتاب میشوند:
- ✕"این سیاست یک فاجعه است." → ادعا، بدون مدرک، بدون استدلال
- ✕"اعداد ۱۲٪ افزایش یافتهاند." → شواهد، اما هیچ ادعایی و هیچ دلیلی (افزایش ۱۲٪ چه چیزی را ثابت میکند؟)
- ✕"همه میدانند که این درست است." → اصلاً یک استدلال نیست؛ این فشار اجتماعی است که لباس یک استدلال را به تن کرده است
یک سهم بزرگ از سر و صدایی که شما را آنلاین خسته میکند، مربوط به افرادی است که استدلالهای یکطرفه را مبادله میکنند و آن را به جای تفکر اشتباه میگیرند.
چگونه امروز از این استفاده کنیم
قبل از اینکه به نکته مهم بعدی خود برسید — در یک جلسه، یک ایمیل، یک گفتگوی سخت — سه مرحله بررسی را بر روی خود انجام دهید:
- ✓ادعا: آیا میتوانم آن را در یک جمله بیان کنم؟
- ✓شواهد: حمایت واقعی من چیست — نه یک احساس، بلکه یک واقعیت؟
- ✓استدلال: آیا میتوانم بگویم چرا آن شواهد ادعا را بدون اشارههای غیرمستقیم، بهصورت بلند بیان کنم؟
تمام سه مورد را پر کنید و شما واضحتر و قانعکنندهتر از تقریباً همه در اتاق خواهید بود. نمیتوانید تمام سه مورد را پر کنید؟ این یک شکست نیست — این ساختار به شما لطف میکند و دقیقاً نشان میدهد که کجا استدلال شما ضعیف است قبل از اینکه شخص دیگری این را بگوید.
بهترین قسمت: این در هر دو جهت کار میکند. همان سه جعبه که استدلال شما را تقویت میکنند، سریعترین راه برای پیدا کردن نقطه ضعف در استدلال دیگران هستند. این همان چیزی است که نقشهبرداری استدلال در یک صفحه انجام میدهد — این سه بخش را قابل مشاهده میکند تا بخش گمشده واضح باشد.
پس سوال این است: به یک استدلال فکر کنید که همیشه در آن شکست میخورید، در محل کار یا در خانه. کدام یک از سه بخش را واقعاً کم دارید — شواهد، یا استدلالی که آن را متصل میکند؟
قسمت گمشده را ببینید
Argumentree ادعاها را از شواهد و استدلالهای زیر آنها جدا میکند، بنابراین یک استدلال یکقسمتی جایی برای پنهان شدن ندارد.
آغاز آزمایش رایگان ۱۴ روزه →