Steve Jobs Fired Board Members for Agreeing With Him: The Unusual Truth About Pixar's Board
Executive Leadership

Steve Jobs Fired Board Members for Agreeing With Him: The Unusual Truth About Pixar's Board

AT
Argumentree Team
Executive Leadership
July 27, 2026
14 min بخوانید

استیو جابز اعضای هیئت مدیره را به خاطر موافقت با او اخراج کرد: حقیقت غیرمعمول درباره فرهنگ تصمیم‌گیری پیکسار

در طول ده سال فعالیت عمومی پیکسار (۱۹۹۵-۲۰۰۶)، استیو جابز دو عضو از هیئت مدیره را برکنار کرد. نه به خاطر عملکرد ضعیف یا نقایص اخلاقی، بلکه به این دلیل که هرگز با او مخالفت نکردند. دلیل او این بود: 'اگر آنها با من مخالفت نکنند، پس هیچ ارزشی به شرکت نمی‌آورند.' این داستان از اد کتمول، یکی از بنیان‌گذاران پیکسار که به مدت ۲۶ سال متوالی با جابز کار کرده است، می‌آید. کتمول جلسات هیئت مدیره پیکسار را به عنوان 'زنده، پر سر و صدا و هیجان‌انگیز—میدان‌های اختلاف نظر' توصیف کرد. جابز به طور شهودی درک می‌کرد که در اشتباه بودن هیچ سودی ندارد، بنابراین وقتی با استدلال‌های بهتر مواجه می‌شد، به سرعت مسیر خود را تغییر می‌داد. در کتاب "خلاقیت، شرکت"، کتمول نوشت: 'شخصاً فکر می‌کنم کسی که نمی‌تواند نظرش را تغییر دهد، خطرناک است. استیو جابز به خاطر تغییر نظرش به سرعت در برابر حقایق جدید شناخته شده بود و من کسی را نمی‌شناسم که فکر کند او ضعیف است.' کتمول به صراحت کاریکاتور 'میدان تحریف واقعیت' را برای سال‌های پیکسار رد می‌کند: 'این به رسمیت شناختن و اصلاح سریع آن بود که قدرت او بود.' جابز گاهی به طور عمدی از جلسات اولیه Braintrust کنار گذاشته می‌شد زیرا حضور او می‌توانست اختلاف نظرهای باز را قبل از شروع خاموش کند؛ کتمول به او گفت: 'این گروه به خوبی با هم کار می‌کند. اما اگر به جلسات آن بروید، آنچه هستند تغییر خواهد کرد.' بازسازی "داستان اسباب‌بازی ۲" در سال ۱۹۹۸—حذف و بازسازی فیلم در حدود نه ماه پس از یک قضاوت داخلی صادقانه—به عنوان مورد بنیانی فرآیند صداقت Braintrust تبدیل شد. بیشتر شرکت‌ها ادعا می‌کنند که می‌خواهند به اختلاف سازنده برسند، اما جابز به طور معکوس عمل کرد: او چالش‌گران را در سطح هیئت مدیره حذف کرد و از فروم‌هایی که در آن سلسله مراتب به طور موقت قدرت خود را از دست می‌داد، محافظت کرد. تیزبین‌ترین مشاهده کتمول: 'هر شرکتی می‌گوید که می‌خواهد به حقیقت برسد. بیشتر آنها پر از مزخرف هستند.'

Share:
خلاصه کوتاه

در طول یک دهه‌ای که پیکسار به عنوان یک شرکت عمومی فعالیت می‌کرد، استیو جابز دو عضو هیئت مدیره را اخراج کرد—نه به خاطر ناتوانی، بلکه به این دلیل که هرگز با او مخالفت نکردند. اد کاتمول، که ۲۶ سال با جابز کار کرده بود، آن جلسات هیئت مدیره را "میدان‌های مخالفت" نامید. بیشتر شرکت‌ها می‌گویند که به دنبال حقیقت هستند. جابز واقعاً به این موضوع اهمیت می‌داد.

  • اخراج به خاطر موافقت — "اگر با من مخالف نباشند، هیچ ارزشی نمی‌آورند."
  • هیچ سودی در اشتباه بودن وجود ندارد — جابز به محض ارائه استدلال‌های بهتر، نظرش را به سرعت تغییر داد
  • مناطق اختلاف — جلسات هیئت مدیره به طور عمدی پرجنب و جوش، بلند و پر از نظرات قوی بودند
  • سنگ‌ساب — ایده‌هایی که از طریق اصطکاک صیقل خورده‌اند، نه اینکه از آن محافظت شده باشند

هیئت مدیره‌ای که هیچ‌کس درباره‌اش صحبت نمی‌کند

در طول دهه استیو جابز در راس هیئت مدیره پیکسار، دو نفر از مدیران آن جایگاه خود را از دست دادند. نه به خاطر عملکرد ضعیف. نه به خاطر نقایص اخلاقی. نه به خاطر اختلافات استراتژیک که بیش از حد پیش رفته بود. جابز آنها را حذف کرد زیرا هرگز با او مخالفت نکردند.

پیکسار در نوامبر ۱۹۹۵ عمومی شد، همان هفته‌ای که داستان اسباب‌بازی افتتاح شد و تا زمانی که دیزنی در سال ۲۰۰۶ آن را خرید، مستقل ماند. داستان دو اخراج از اد کاتمول—هم‌بنیان‌گذار و رئیس پیکسار، که به مدت ۲۶ سال متوالی با جابز کار کرد، طولانی‌تر از هر کس دیگری—می‌آید. دلیل جابز، همان‌طور که کاتمول می‌گوید، صریح بود:

اگر با من مخالف نباشند، پس هیچ ارزشی به شرکت نمی‌آورند.

— اد کتمول، یکی از بنیان‌گذاران پیکسار (۲۶ سال همکاری با استیو جابز)

اکنون همان آزمایش را بر روی هیئت مدیره یا تیم رهبری خود انجام دهید. بیشتر رهبران توافق قابل اعتماد را به عنوان وفاداری می‌دانند. جابز آن را به عنوان بار مرده تلقی می‌کرد و این وارونگی بیشتر از بسیاری از افسانه‌هایی که در اطراف او شکل گرفته، درباره نحوه عملکرد واقعی او را نشان می‌دهد.

اد کتمول درباره همکاری با استیو جابز صحبت می‌کند — آرشیو استیو جابز

مناطق اختلاف

کتمل آن جلسات هیئت مدیره را به زبان حاکمیت فصلی توصیف نمی‌کند. او آن‌ها را به چیزی نزدیک‌تر به یک ورزش توصیف می‌کند:

جلسات هیئت مدیره ما پرجنب و جوش، پرصدا و هیجان‌انگیز بودند. آن‌ها عرصه‌های اختلاف نظر بودند.

افراد حاضر در هیئت نظارت نظرات بسیار قوی داشتند و با هم توافق نداشتند و استیو این را دوست داشت. بسیاری از مدیران اجرایی می‌گویند که این را می‌خواهند، اما استیو واقعاً به آن معنا بود.

— اد کتمول، یکی از بنیان‌گذاران پیکسار (۲۶ سال همکاری با استیو جابز)

بیشتر شرکت‌ها ادعا می‌کنند که می‌خواهند بحث‌های سازنده‌ای داشته باشند. در عمل، آن‌ها به افرادی پاداش می‌دهند که رهبر را احساس‌برانگیز می‌کنند—شرایط اجتماعی دقیقی که تفکر گروهی را تولید می‌کند. جابز عدم مخالفت را به عنوان نشانه‌ای از این که چیزی خراب است، تلقی می‌کرد.

هیچ سودی در اشتباه بودن وجود ندارد

کتمل با وضوح غیرمعمولی اصل عملیاتی عمیق‌تر جابز را توصیف کرده است. جابز در سطح شهودی درک کرده بود که هیچ سودی در اشتباه بودن وجود ندارد. به محض اینکه متوجه می‌شد یک ایده یا فرض نادرست است، مسیر را تغییر می‌داد - اغلب به‌طور فوری و بدون محافظت از خود.

برای بسیاری از مردم، تغییر مسیر همچنین نشانه‌ای از ضعف است، معادل با اعتراف به اینکه نمی‌دانید چه می‌کنید. این برای من به‌ویژه عجیب به نظر می‌رسد—شخصاً، فکر می‌کنم شخصی که نمی‌تواند نظرش را تغییر دهد خطرناک است. استیو جابز به خاطر تغییر فوری نظرش در پرتو حقایق جدید شناخته شده بود و من کسی را نمی‌شناسم که فکر کند او ضعیف بود.

— اد کتمول، خلاقیت، شرکت (۲۰۱۴)

این همکاری نرم نبود. این یک جستجوی حقیقت با ریسک بالا بین دو فرد با اراده قوی بود—جابز و کتمول به طور مداوم با هم اختلاف نظر داشتند و به ندرت به معنای متعارف "بحث" می‌کردند. سال‌ها بعد، کتمول اعداد تقریبی را درباره اینکه چگونه این اختلافات واقعاً حل شده‌اند، ارائه داد:

چگونه جابز و کتمول با هم اختلاف نظر داشتند

کتمل درست می‌گفت
جابز استدلال بهتری را شنید و موضع خود را تغییر داد.
جابز درست می‌گفت
کتمل استدلال بهتری را شنید و موضع خود را تغییر داد.
کتمل ادامه داد
مسائل مطرح شده بودند؛ جابز نتیجه را پذیرفت

نکته این نبود که چه کسی برنده شد - بلکه این بود که استدلال مورد آزمایش قرار گرفته بود.

کتمل حتی یک تکنیک برای دورهایی که باخت داشت، توصیف شده در یک سخنرانی در استنفورد در سال ۲۰۱۴ با عنوان "چگونه با استیو جابز بحث کنیم": استدلال با تأخیر زمانی. وقتی جابز یک ایده را رد می‌کرد، کتمل در آن لحظه با آن مبارزه نمی‌کرد. او می‌رفت، استدلال را تقویت می‌کرد و یک هفته بعد با نسخه‌ای قوی‌تر برمی‌گشت—گاهی اوقات در چندین دور. نه پافشاری به خاطر خود: هر دور باید واقعاً استدلال را بهبود می‌بخشید. این استدلال تقویت شده است، که تحت شرایط زنده اجرا می‌شود.

اما آیا جابز به خاطر زیر پا گذاشتن دیگران مشهور نبود؟

اگر شما شک دارید، دلیل خوبی دارید. شغل‌های بیوگرافی مردی است با "میدان تحریف واقعیت"—مدیری که حقایق را خم کرد، مهندسان را نادیده گرفت و احکام را به صورت خشن صادر کرد. چگونه می‌توان این شغل را با کسی که به خاطر موافقت با او افراد را اخراج کرد، تطبیق داد؟

کتمل به طور مستقیم با اسطوره‌ها مقابله کرده است. جابزهایی که او با آنها کار کرد، جابزهای پس از برکناری بودند که در سال‌های نکت شکل گرفته بودند — مردی که فرض نمی‌کرد غریزه‌هایش بهتر از فیلمسازان باشد، که دقیقاً به همین دلیل بود که قبول کرد از جلسات اولیه برین‌تراست دور نگه داشته شود. شدت واقعی بود. آنچه که کاریکاتور از دست می‌دهد این است که وقتی او اشتباه می‌کرد چه اتفاقی می‌افتاد:

این است که آن را شناسایی کرده و به سرعت اصلاح کند، این قدرت او بود.

— اد کتمول، گفتگوی آرشیو استیو جابز با جان ام. چو (۲۰۲۵)

الگو در عموم نیز برقرار بود. زمانی که اولین iMac بدون درایو CD به بازار عرضه شد، درست زمانی که رپ کردن موسیقی رونق گرفت، واکنش جابز نه توجیه بود و نه فریب — بلکه "ما اشتباه کردیم" بود، که با یک اصلاح سریع همراه شد. شدت و تمایل به اشتباه کردن هرگز در تضاد نبودند. شدت همان چیزی بود که تغییرات را معتبر می‌کرد: وقتی جابز نظرش را عوض می‌کرد، هیچ‌کس آن را به عنوان ادب اشتباه نمی‌گرفت.

برین‌ترست: محافظت از صداقت در برابر قدرت

واضح‌ترین نمایش از اینکه این فرهنگ چه چیزی می‌تواند تحمل کند، در روز شکرگزاری ۱۹۹۸ رخ داد. «داستان اسباب‌بازی ۲» کمتر از یک سال تا انتشار فاصله داشت که جان لستر با گروه فیلم نشسته و قضاوت صادقانه‌اش را بیان کرد: این فیلم توخالی بود—قابل قبول، قابل پیش‌بینی و به هیچ وجه به سطح پیکسار نزدیک نبود.

پیکسار بیشتر فیلم را کنار گذاشت و در حدود نه ماه آن را دوباره ساخت، یک دویدن خشن که کتمول در کتاب "خلاقیت، شرکت" به عنوان کوره فرهنگ صداقت استودیو روایت می‌کند. درسی که پیکسار نهادینه کرد این نبود که "سخت‌تر کار کن." بلکه این بود که یک "این کافی نیست" صادقانه، که زود گفته شود و جدی گرفته شود، ارزان‌ترین جمله در ساختمان است. گروهی که چنین صداقتی را عادی کرد، "برین‌تراست" نامیده شد—کارگردانان و سرپرستان داستان که هر فیلم در حال پیشرفت را بررسی می‌کردند.

قانون قابل توجه در Braintrust مربوط به قدرتمندترین فرد در شرکت بود. گاهی اوقات، جابز عمداً از جلسات اولیه کنار گذاشته می‌شد و این کتمل بود که خط را مشخص می‌کرد و به او می‌گفت:

این گروه به خوبی با هم کار می‌کند. اما اگر به جلسات آن‌ها بروید، آنچه هستند تغییر خواهد کرد.

— اد کتمول، خلاقیت، شرکت (۲۰۱۴)

حضور او آنقدر قوی بود که خطر خاموش کردن اختلافات باز را قبل از شروع آن به همراه داشت. هدف محافظت از احساسات نبود. هدف محافظت از شرایطی بود که ایده‌های بهتر بتوانند ظهور کنند.

مسئله شخص با بالاترین مقام

حذف جابز از جلسات اولیه Braintrust یک بی‌احترامی نبود—این یک شناخت بود که نظر مدیرعامل، که ابتدا بیان می‌شود، به نظر امن تبدیل می‌شود. جابز این را نیز می‌دانست: او یادداشت‌هایش را به کارگردانان با این جمله آغاز می‌کرد: "من یک کارگردان فیلم نیستم. می‌توانید هر چیزی که می‌گویم را نادیده بگیرید." هیچ‌کس نمی‌توانست. کتمول به یاد آورد که حتی زمانی که جابز تنها نظرات قبلی Braintrust را تکرار می‌کرد، این نظرات مانند یک ضربه به دل فرود می‌آمد.

بیشتر شرکت‌ها در این مورد دروغ می‌گویند

مشاهده تیز کتمول فراتر از پیکسار را می‌برد:

هر شرکتی می‌گوید که می‌خواهد به حقیقت برسد. بیشتر آنها دروغ می‌گویند. آنچه بیشتر شرکت‌ها دارند، افرادی هستند که به رهبر می‌گویند چه چیزی را رهبر می‌خواهد بشنود، و رهبر فکر می‌کند چون آنچه را که می‌خواهد بشنود، می‌شنود، این گروه واقعاً بینش عمیقی دارد.

— اد کتمول، یکی از بنیان‌گذاران پیکسار (۲۶ سال همکاری با استیو جابز)

مسئله ساختاری است. سلسله‌مراتب، مشوق‌های شغلی و فشار اجتماعی همگی به سمت توافق تمایل دارند. سپس رهبران توافق حاصل را با حکمت اشتباه می‌گیرند. جابز آن الگو را به عنوان یک شکست طراحی در نظر گرفت و در برابر آن مهندسی کرد - در سطح هیئت مدیره با حذف افرادی که چالش نمی‌کنند و در سطح خلاقیت با محافظت از فروم‌هایی که در آن‌ها سلسله‌مراتب به طور موقت قدرت خود را از دست می‌دهد. همان کتابچه راهنمای ساختاری در پروتکل‌های عدم توافق در مک‌کینزی، بریج‌واتر و آمازون ظاهر می‌شود: صداقت به صورت طراحی شده، نه به صورت توصیه.

سنگ‌ساب: ایده‌ها با اصطکاک صیقل داده شده‌اند

استعاره خود جابز برای این موضوع از دوران کودکی‌اش نشأت می‌گرفت. یکی از همسایه‌ها به او یک دستگاه سنگ‌ساب نشان داد—یک قوطی که سنگ‌های ساده را با شن و مایع در طول شب می‌چرخاند. صبح روز بعد: سنگ‌های صیقلی.

این همیشه در ذهن من بوده است، استعاره من برای یک تیم که واقعاً بر روی چیزی که به آن علاقه دارند، سخت کار می‌کند. این است که از طریق تیم، از طریق آن گروه از افراد فوق‌العاده با استعداد که به هم برخورد می‌کنند، بحث می‌کنند، گاهی اوقات دعوا می‌کنند، سر و صدا می‌کنند و با هم کار می‌کنند، آنها یکدیگر را صیقل می‌دهند و ایده‌ها را صیقل می‌دهند و چیزی که به دست می‌آید این سنگ‌های واقعاً زیبا است.

— استیو جابز، "مصاحبه گمشده" (1995/2012)

مقایسه‌ی استیو جابز از دستگاه سنگ‌ساب در "مصاحبه‌ی گمشده" (1995/2012)

سایش مشکل نیست—این فرآیند است. ایده‌هایی که به چالش کشیده نشده‌اند، سنگ‌های خشن هستند. ایده‌هایی که در برابر اختلاف زنده می‌مانند، صیقل خورده‌اند.

جونی آیو، در یادآوری از استیو جابز در سال ۲۰۱۱، نیمه دیگر همان فلسفه را توصیف کرد—چرا باید با احتیاط با سقوط‌ها برخورد می‌شد:

او به فرآیند خلاقیت با احترام نادری و شگفت‌انگیزی برخورد کرد... ایده‌ها در نهایت می‌توانند بسیار قدرتمند باشند، [اما] آنها به عنوان افکار شکننده و به‌سختی شکل‌گرفته آغاز می‌شوند، به‌راحتی نادیده گرفته می‌شوند، به‌راحتی به خطر می‌افتند، به‌راحتی فقط له می‌شوند.

— جونی آیو، یادبود استیو جابز (۲۰۱۱)

لیوان ایده‌ها را صیقل می‌دهد. احترام، ایده‌های شکننده را به اندازه کافی زنده نگه می‌دارد تا شایسته‌ی صیقل خوردن شوند. شغل‌ها هر دو را همزمان داشتند — به همین دلیل است که اصطکاک، سنگ‌ها را به جای گرد و غبار تولید کرد.

این واقعاً چه چیزی را می‌طلبد

کپی کردن حالت بدن سخت‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد. چند پیامد عملی قابل توجه است:

1

ارزش را بر اساس کیفیت اختلاف اندازه‌گیری کنید

سکوت یا توافق بازتابی وفاداری نیست - این یک نوع عملکرد ضعیف است. چه کسی در هیئت مدیره یا تیم رهبری شما هرگز به طور علنی با شما مخالف نبوده است؟

2

مکانیسم‌ها بیشتر از شعارها اهمیت دارند

"ما صداقت را تشویق می‌کنیم" ارزان است. طراحی اتاق‌ها، فرآیندها و دینامیک‌های قدرت که صداقت را به مسیر کم‌هزینه‌ترین تبدیل کند، گران و نادر است.

3

شخص با بالاترین مقام اغلب باید آخر برود یا خارج شود.

جابز به همین دلیل محدودیت‌هایی را برای شرکت خود در جلسات برین‌ترست پذیرفت. شما در جلسه بعدی‌تان آخرین بار کی صحبت خواهید کرد؟

4

تغییر نظر شما باید قابل مشاهده و بدون عذرخواهی باشد

اگر رهبر هرگز به‌طور عمومی موضعی را بازنگری نکند، همه می‌آموزند که درست بودن از دقیق بودن ایمن‌تر است.

5

اختلاف به معنای اختلال نیست

هیئت مدیره پیکسار و گروه مشاوران بی‌نظم نبودند. آن‌ها عرصه‌هایی با هدف واضح بودند: کشف حقیقت سریع‌تر از رقبا.

سوال تشخیصی

چه کسی در هیئت مدیره یا تیم رهبری شما هرگز به طور علنی با شما مخالف نبوده است و این چه هزینه‌ای برای شما دارد؟ اگر پاسخ "همه با من موافقند" باشد، شما با مشکلی مشابه آنچه که جابز در پیکسار حل می‌کرد، مواجه هستید.

درس واقعی

استیو جابز معمولاً به عنوان ویرایشگر نهایی به یاد آورده می‌شود—شخصی که سلیقه‌اش را تحمیل می‌کرد. در پیکسار، الگوی جالب‌تری وجود داشت. او سیستم‌هایی ساخت که حتی قدرتمندترین افراد در اتاق (از جمله خودش) را مجبور به مواجهه با ایده‌های بهتر می‌کرد.

کارگردانانی که هرگز اختلاف نظر نداشتند، مفید نبودند. جلساتی که مودبانه باقی ماندند، تولیدی نبودند. رهبری که نتوانست نظرش را تغییر دهد، خطرناک بود.

در نهایت، هیچ سودی در اشتباه بودن وجود ندارد.

سوالات متداول

چرا استیو جابز اعضای هیئت مدیره پیکسار را به خاطر موافقت با او اخراج کرد؟

بر اساس گفته‌های اد کتمول، یکی از بنیان‌گذاران پیکسار که به مدت ۲۶ سال با استیو جابز همکاری کرد، جابز در طول دهه‌ای که پیکسار به عنوان یک شرکت عمومی فعالیت می‌کرد (۱۹۹۵-۲۰۰۶) دو عضو هیئت مدیره را به دلیل اینکه هرگز با او مخالفت نکردند، اخراج کرد. دلیل جابز: «اگر آنها با من مخالفت نکنند، پس هیچ ارزشی به شرکت نمی‌آورند.» او معتقد بود که اعضای هیئت مدیره که همیشه موافق بودند یا به طور انتقادی فکر نمی‌کردند، یا صادق نبودند، یا هر دو—و هیچ‌کدام برای یک نهاد تصمیم‌گیری قابل قبول نیست.

'arenas of disagreement' به چه معناست؟

اد کتمول جلسات هیئت مدیره پیکسار تحت مدیریت استیو جابز را به عنوان "میدان‌های اختلاف" توصیف کرد - جلساتی که "زنده، پرصدا و هیجان‌انگیز" بودند. این اصطلاح به پرورش عمدی جابز از تعارض سازنده اشاره دارد. بر خلاف هیئت‌های مدیره معمولی که اعضا اغلب به مدیرعامل احترام می‌گذارند، هیئت مدیره پیکسار نظرات قوی، اختلافات واقعی و مباحثات داغی داشت. جابز فقط این را تحمل نمی‌کرد؛ او آن را دوست داشت و آن را برای تصمیم‌گیری خوب ضروری می‌دانست.

استیو جابز چگونه با اشتباهاتش کنار می‌آمد؟

کتمل مشاهده کرد که جابز درک کرده بود که هیچ سودی در اشتباه بودن وجود ندارد. بر خلاف بسیاری از رهبران که تغییر مسیر را نشانه ضعف می‌دانند، جابز 'به سرعت در پرتو حقایق جدید' نظرش را تغییر می‌داد. کتمل و جابز اغلب با هم اختلاف نظر داشتند—تقریباً یک سوم مواقع کتمل درست بود، یک سوم جابز درست بود و یک سوم کتمل پس از بحث به پیش می‌رفت، شکافی که کتمل در سخنرانی خود در استنفورد در سال ۲۰۱۴ با عنوان 'چگونه با استیو جابز بحث کنیم' توصیف کرد. جابز به رسیدن به پاسخ درست اهمیت می‌داد، نه به پیروزی در بحث‌ها.

چرا استیو جابز گاهی از جلسات Braintrust پیکسار کنار گذاشته می‌شد؟

جابز عمداً از جلسات اولیه برین‌ترست کنار گذاشته شد زیرا حضور او می‌توانست اختلاف نظرهای آزاد را قبل از شروع خاموش کند. نظرات او آنقدر وزن داشت که مردم به جای دقت، برای توافق بهینه‌سازی می‌کردند به محض اینکه او صحبت می‌کرد. کتمول به طور مستقیم به جابز گفت: "این گروه به خوبی با هم کار می‌کند. اما اگر به جلسات آن بروی، آنچه هستند تغییر خواهد کرد." جابز موافقت کرد و این محدودیت را پذیرفت و تشخیص داد که حفظ صداقت مهم‌تر از شرکت در هر جلسه است.

مجاز سنگ‌ساب استیو جابز چیست؟

در 'مصاحبه گمشده' (1995)، جابز توصیف کرد که چگونه یک همسایه در کودکی یک دستگاه سنگ‌ساب به او نشان داد - یک قوطی که سنگ‌های ساده را با شن در طول شب می‌چرخاند و تا صبح سنگ‌های صیقلی تولید می‌کند. جابز از این به عنوان استعاره‌ای برای تیم‌های بزرگ استفاده کرد: 'این است که از طریق تیم، از طریق آن گروه از افراد فوق‌العاده بااستعداد که به یکدیگر برخورد می‌کنند، بحث می‌کنند، گاهی دعوا می‌کنند، سر و صدا می‌کنند و با هم کار می‌کنند، آنها یکدیگر را صیقل می‌دهند و ایده‌ها را صیقل می‌دهند.' اصطکاک فرآیند است، نه یک مشکل.

این چگونه با شهرت «میدان تحریف واقعیت» استیو جابز همخوانی دارد؟

اد کتمول به طور مستقیم با این اسطوره مقابله کرده است. جابزهایی که او در پیکسار با آنها کار کرد، جابزهای پس از ۱۹۸۵ بودند که تحت تأثیر برکناری‌اش از اپل و سال‌های نِکست شکل گرفته بودند. کتمول می‌گوید جابز فرض نمی‌کرد که غریزه‌اش بهتر از فیلم‌سازان است — به همین دلیل بود که او از شرکت در جلسات اولیه برین‌تراست کنار گذاشته شد — و زمانی که اشتباه می‌کرد، 'پذیرفتن آن و سریع اصلاح کردن، قدرت او بود.' مثال عمومی: جابز اعتراف کرد 'ما اشتباه کردیم' زمانی که آی‌مک بدون درایو سی‌دی عرضه شد، سپس سریع مسیر را اصلاح کرد. شدت واقعی بود؛ سرعت به‌روزرسانی‌ها نیز همین‌طور.

رویکرد جابز چگونه با بیشتر فرهنگ‌های شرکتی متفاوت است؟

تشخیص کتمول: 'هر شرکتی می‌گوید که می‌خواهد به حقیقت برسد. بیشتر آنها دروغ می‌گویند. آنچه بیشتر شرکت‌ها دارند، افرادی هستند که به رهبر می‌گویند چه چیزی را می‌خواهد بشنود، و رهبر فکر می‌کند چون آنچه را که می‌خواهد بشنود، می‌شنود، این گروه واقعاً بینش عمیقی دارد.' جابز در برابر این الگو مهندسی کرد—حذف افرادی که چالش نمی‌کنند در سطح هیئت مدیره و محافظت از فروم‌هایی مانند Braintrust که در آن سلسله مراتب به طور موقت قدرت خود را از دست می‌دهد.

منبع اصلی داستان تخته پیکسار چیست؟

این داستان از اد کتمول، یکی از بنیان‌گذاران پیکسار و رئیس طولانی‌مدت آن، می‌آید که به مدت ۲۶ سال متوالی با استیو جابز کار کرد—طولانی‌تر از هر کس دیگری. کتمول این داستان مربوط به اخراج از هیئت مدیره را در گفتگوی فیلم‌برداری شده آرشیو استیو جابز در سال ۲۰۲۵ با فیلم‌ساز جان ام. چو و دوباره به طور مفصل با دیوید سنرا (پادکست بنیان‌گذاران، ۲۰۲۶) به اشتراک گذاشت. کتاب او با عنوان "خلاقیت، شرکت" (۲۰۱۴) فرهنگ صداقت برین‌تراست و بحران داستان اسباب‌بازی ۲ که آن را شکل داد، مستند می‌کند.

AT

Argumentree Team

Executive Leadership

The Argumentree team is pioneering structured decision intelligence for enterprises worldwide. Our mission is to transform how organizations make, document, and learn from decisions.

آرنه‌ی اختلاف خود را بسازید.

شغل‌ها در پیکسار صداقت را مهندسی کردند. Argumentree همان انضباط را به تیم شما می‌دهد - با تحلیل ساختاری مزایا و معایب، ورودی ناشناس و دلایل مستند.

آغاز آزمایش رایگان ۱۴ روزه →

مقالات مرتبط